داستان فقر و غنا از زاویه نگاه جامعه بازنشستگان دولت

داستان فقر و غنا از زاویه نگاه جامعه بازنشستگان دولت

 

 

حضرت امام صادق ( ع ) :

«هیچ ستمی سخت تر از آن نیست که ستم دیده در قبال آن ظلم، یاوری جز خدای عزوجل نداشته باشد.» ( مَا مِنْ مَظْلِمَهٍ أَشَدَّ مِنْ مَظْلِمَهٍ لَا یَجِدُ صَاحِبُهَا عَلَیْهَا عَوْناً إِلَا اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ )

فرمایش حضرت امام مصداق امروزی و بیرونی وضعیت بازنشستگان کشور است که هرچه بر سر مقامات فریاد می زنند و از ستمی که به دلیل عدم رسیدگی به معاش و درمان بر آنها روا می شود حرف و سخن می گویند ، انگار که اساسا گوش شنوایی در بین مقامات کشور وجود ندارد .

بحران معاش و درمان بشدت بنیان خانواده های بازنشستگان کشور را که جز حقوق بازنشستگی اندک هیچ درآمد دیگری ندارند بشدت تهدید می کند و این فقر و فلاکت و فریاد رسای این زحمت کشان کهن سال و بعضا بیمار بر گوش های ناشنوای مقامات اثر نمی کند و کماکان بی اعتنایی و بی توجهی کامل دولتمردان که مجری تخصیص بهینه ثروت و منابع کشور هستند بتدریج این وضعیت بحرانی را به آسیب اجتماعی تبدیل می نماید.

از دریچه و زاویه دیگر نیز لازم است به ماجرای فقر و غنا توجه کنیم.
رئیس سازمان امور مالیاتی کشور در هشت آبان ۱۳۹۸ اعلام کرده است:
«آمار دریافتی مربوط به سال گذشته از سیستم بانکی نشان می‌دهد ۳۰۰ هزار نفر بیش از یک میلیارد تومان درآمدِ مشمول مالیات دارند که ۵۲ درصد این میلیاردرها به هیچ وجه پرونده مالیاتی ندارند.» ظلمی در این واقعیت نهفته است که خواهم گفت.

پنجاه و دو درصد ۳۰۰ هزار نفر می‌شود ۱۵۶ هزار نفر و اگر هر کدام از این این‌ها فقط یک میلیارد تومان درآمد مشمول مالیات داشته باشند کل درآمدشان ۱۵۶ هزار میلیارد تومان می‌شود. اگر نرخ مالیات برای این عده فقط ۱۵ درصد باشد، مالیات اخذ نشده از این جماعت … بیست و سه هزار و چهارصد میلیارد تومان است.

درآمد مشمول مالیاتی اشخاصی که فرار مالیاتی دارند البته خیلی بیش از ۱۵۶ هزار میلیارد تومان و درآمد وصول‌نشده مالیات بیش از ۲۳۴۰۰ میلیارد تومان است. این چه ظلمی است که عامل آن سیاست های اشتباه و ناکارآمدی سیستم اقتصادی و مالیاتی کشور است؟

قطعا مالیات گرفتنی است نه دادنی؛ آدمیان تمایلی به مالیات دادن ندارند ، حکمران و مجری باید توان مالیات‌ستانی داشته باشد تا نظام رفاهی و تامین اجتماعی ‌اش را سامان دهد.

صدای درد کشیدن بازنشستگان و این درماندگان کهن سال که دیگر توانی جز فریاد ندارند، آتش آه است که به آسمان روانه می‌شود. آیا گوش شنوا و چشم بینایی هست؟ کار جهان بازیچه نیست و آتش این آه‌ها از جانب قادر یگانه و مطلق قاعدتا بی‌پاسخ نمی‌ماند.

با تلفیق و بهره گیری از یاداشتی از دکتر محمد فاضلی استاد دانشگاه شهید بهشتی

وحید محمد زاده
ارسالی : نصرالله خلیلی

Related posts

Leave a Comment